یادی از پابلو پیکاسو
ارسالي سير آرش ارسالي سير آرش


با شنیدن نام پیکاسو بیاد نقاشی میا فتیم با آ ثاری عجیب و غریب : تصویر انسانهایی با اندامهای نابجا، چهره زنانی با دو بینی و سه چشم، تصویر نریانی در چنگ خشمی بی مها ر، با اندامی کج و معوج و شا خهایی چنگک وار.
گا هی مجموعه ای ا ز تصا ویر ونقا شیها که با شکل وا قعی شا ن تطا بق ندا رند، تحت نا م « پیکا سو» معرفی میشوند. بدینوسیله به سبک هنری ای اشا ره میشود که ا نتظا را ت ما را بر نمی آ ورد و تحیر، تحسین و حتی گاهی خشم و ا نزجا ر ما را بر می انگیزد پیکاسو در طول زند گیش همواره با ا ینگونه بر خوردهای نامطلوب مواجه میشد ولی هیچگا ه در مقا بل پرخا ش ا ین و آ ن خم به ا برو نمیاورد. ا و بر ا ین باور بود که هنرمند نباید به تقلید موبموی طبیعت اکتفا کند، برعکس، با ید ا ز وا قعیت همیشه گامی جلوتر باشد و ببرکت احساس، خرد و خیا لش بدا ن قوام بخشد و از اینرو بود که میگفت : " من آ نچه را که میدا نم نقا شی میکنم، نه آ نچه را که می بینم . پیکاسو کی بود؟ نقا ش کله شقی که فقط بردا شت شخصی خود را ا ز جها ن مطلق کرده بود؟
پیکاسو نقا ش کبوتر صلح ( که معروف همگا ن ا ست) بود و مبارز ضد فا شیست، دوست صمیمی مردم ستمدیده ، شرکت کنندهً فعا ل کنگره های جها نی صلح و برندهً جا یزهً لنینی صلح آ یا پیکاسو شخصیتی دوگانه دا شت : مردی که به عنوا ن هنرمند تصاویر عجیب و غریب غیر قابل فهم میکشید و به عنوان یک مبارز سیاسی در مبارزهً طبقاتی موضعی صریح و بی چون و چرا دا شت؟

نه ! پیکاسو را نمی توا ن دو تکه اش کرد. ا و شخصیتی واحد داشت، چه به عنوا ن هنرمند و چه به عنوا ن مبا رز سیاسی پیکا سو دو خصیصهً بارز داشت : خلاقیت و سرسختی. او زندگی و کار هنری اش را از تنوع و خلا قیت بی مرزی می انبا شت و صریح و بی چون وچرا به آ نچه که به صحتش با ور دا شت، پای بند میما ند.
پیکا سو در سا ل 1881 میلا دی در شهر کوچکی وا قع در اسپانیا بدنیا میا ید. در دوازده سالگی بهتر از پدرش که معلم نقاشی است، نقا شی میکند. او می تواند جانشین پدرش شود و بقيهً عمرش را در زادگا هش به عنوا ن نقاشی سرشنا س و شهروندی خوشنا م سپری سازد. ولی ا و را شوری دیگر در سر است. در نوزده سا لگی اسپا نیا را ترک میکند، به پا ریس ـ جهانشهر هنر ـ میرود تا با نامدا رترین نقاشان زمانهً خود آشنا شود و آ ثار آنها را ببیند. سرمای سخت پاریس او را مجبور به برگشت میکند، ولی با شروع بهار سر و کله اش دوباره در پاریس پیدا میشود. سا لهای سا ل به زندگی دشواری تن میدهد، گرسنگی میکشد، از سرما میلرزد ولی شب و روز نقاشی میکند و در پی اسلوبی میگردد تا جها ن را در آ ثا رش با زتا ب دهد.
وقتی بیست سا له است، رنگ آ بی حکمران بی چون و چرای پرده های نقاشی ا و ست. ا ز ورای سا یه های آ بی تیره اندامهای آ بی روشن قد میکشند : پیرزنا ن تهیدست با نوه هایشان، گدا ها و ا نسانهای لرزا ن ا ز سرما در رنگهای شفاف بعد آ ثا ر ا و را تصا ویری ا ز دنیای سیرک پر میکنند : دلقکها، رقاصان، خانوادهً بندبازان (آرتیستها): ا ندامهای ظریف و تراشیده سرشار از ا مید. رنگ حا کم برآ ثا ر ا و در این مرحله صورتی است.
چندی بعد شادی از آ ثار او رخت بر میبندد. غمزده، تنها و گداگونه اند ا کنون حتی بند بازا ن او. چرا که نمی توان مورد تحقیر دا یم شهروندان خودخواه بود و شاد بود. دوستدا ران انگشت شمار آ ثا رش ا و را نقاش ا نسا نهای شریف سوگوار مینامند.
پیشرفت او را به سوء ظن می اندا زد. او نمیخواهد خود را به سبک هنری مشخصی محدود کند، در پی آ زما یش مدا م است، تصاویرش اغلب زاویه دار و مخططند: خا نه ها، کوهها، درختها، گلدا نها، آ لا ت موسیقی، پیکرها و چهره های انسا نی از ا شکا لی مربعی، پریسما یی و مخروطی تشکیل یافته اند. ا ندا م انسانها در آ ثار کنونی ا و بتدریج ذوب میشود و رو به اضمحلال میرود. این سبک هنری کوبیسم نا میده میشود که در آثا ر هنرمندان دیگر نیز را یج است.
کشته و علیل شدن میلیونها ا نسان در جنگ ا ول جها نی پیکاسو را بر آن میدارد که به شرف انسانی بیندیشد. در این مرحله تصاویر ا و را ا ندا مهای سترگ زنا نه پر میکنند: زنا ن تندرست و نیرومند که یا د آور دهقا نا ن جنوبند: آ رام وفا رغ در کنا ر هم ایستاده اند، در بارهً عناصر زیبای زندگی گفتگو میکنند و کودکان شاد و خندا ن در بغل گرفته اند. پیکا سو خودش نیز اکنون پسری دارد. ا غلب عکس او را میکشد و ا ز هوشمندی و شادابی ا و به وجد میاید. تابستانها را با خا نواده اش در جنوب فرا نسه میگذراند. خا نهً زیبا یی در آ نجا خریده است ، او دیگر فقیر نیست، آ ثار او به قیمتهای خوبی بفروش میروند و بسیاری ا ز آنها دیوار موزه ها را مزین کرده اند.
در فا صلهً سا لها ی 1925 تا 1935 میلادی بارها به میهنش ـ اسپانیا ـ و ایتالیا سفر میکند، تحت تاًثیر شدید نویسندگان و شعرای یونان و روم با ستان است، صدها طرح و تصویر در این باره کشیده است، برای هنرپیشه های باله طرح صحنه و لبا س میریزد، مجسمه هایی ا ز سیم و اوراق فلزی میسازد، بیقرار و پویا ست چون چشمه ای جوشا ن، ا ز ایده های بی پایان. هر پردهً سفید که فاقد خط و رنگ با شد، وسوسه اش میکند. آفرینش تصویرها، فرا رویی آ نها، سا ختن، تجدید نظر، از بین بردن و دوباره سازی اشکا ل و رنگها برای ا و مشغلهً شورا نگیز بزرگی شده است. ا و اغلب میهمان دا رد : نقاشان، عکاسان، شاعران، خبرنگاران و دلالان آ ثا ر هنری. گاهی ا ز دست آنها به تنگ میاید و اوقاتش تلخ میشود. هنگام صحبت با آنها تصاویر تازه ای در ذهنش زا ده میشوند، در دستانش دستمال سر سفره، کارت صورت غذا و جعبه های سیگار به آ ثار هنری تبد یل میشوند. دیگر کسی حاضر نیست سبک معینی را به ا و نسبت دهد. پیکاسو آنها را اغلب با عرضهً تصاویر مطلقا تازه وغیر منتظره غافلگیر کرده است. گاهی به همراه خانواده و دوستانش به تماشای گاوبازی و سرکس میرود. گاوبازی و سرکس را به ا وپرا ترجیح میدهد. هرجا حادثهً هنری مهمی در جریان است، او حضور دارد، برای دوستانش معمایی است که اوبرای خلق آثار بیشمار خود کی وقت می یا بد. آنها بی خبرند از شبهایی که پیکاسو تا سپیده سحر بیدار است و مشغول کار. استراحت نمی شناسد، برخی ا ز موتیوها را بیست بار پشت سر هم میکشد. اولین تصویر شبیه شکل واقعی آن است. بعد ساده و ساده تر میشود تا آنجا که بالاخره تعداد معدودی از خطوط و رنگها، که برای ا و مهمترین عناصر موتیوند، باقی میماند. بعد بخشهای مربوط به شکل واقعی را دو باره به تصاویر برمیگرداند، ولی نه آنگونه که در لحظهً موجود بنظر میرسند، بلکه بگونه ای که او برای تصاویرش، که در ذهنش قوام می یا بند، احتیاج دارد.
پیکا سو هیچگاه انسانی را، حیوانی را و یا منظره ای را بطور ساده کاپی نمیکند، ا و آنچه را که در آنها درمی یابد، میکشد. و سپس دریافتهای خود را به خدمت میگیرد تا به کمک تخیل جوشانش واقعیت را بازتاب دهد و جهان بینی خود را وسعت بخشد. وقتی کسی اثری از پیکا سو سر میکشد، گامی فراتر میروید، به مرحله ای می رسد که وا قعیت را به چشم دیگری ببیند، آ نرا با خردی دیگر و احسا سی دیگر بسنجد و انتظارش را از تصاویر وسعت بخشد.

سالهای 20 و 30 میلادی برای پیکا سو سالهای رشد خلاقانه اند. در این مرحله است که فرانکو (دیکتاتور فاشیست) اسپانیای جمهوری خواه را مورد حمله قرار میدهد و با حمایت همه جا نبهً فاشیستهای آلمان و ایتالیا شهرها و روستاها بیرحمانه بمباران میشوند. پیکا سو به جا نبداری از مردم برمیخیزد، پرده از دروغها و جنا یا ت فرانکو برمیدارد، گرنیکا را میکشد.
وقتی فاشیستهای آلمانی اروپا را اشغال میکنند، پیکا سو در پاریس میماند، در سنگر مقاومت. نقا شی سپر وسلاح ا و ست، در ا ین ایام است که مجسمه برنجی " مردی با بره ای" ( به عنوان سمبول پاسداری از موجود مظلوم) خلق میشود. اکنون آتلیهً(کارگاه) او محل قرار مبارزان مقاومت فرانسه است.
در سال 1944 میلادی پیکا سو عضو حزب کمونیست فرانسه میشود. بعد ا ز شکست فاشیسم در کنگره های جهانی صلح شرکت میکند. کبوتر صلح او(که درسال 1949 میلادی بمنا سبت گشا یش کنگرهً جهانی صلح در پاریس کشیده شده است) به سمبول جنبش صلح در سراسر جهان تبد یل می شود علیرغم پیری ( پیکا سو اکنون به 70 سا لگی قدم گذاشته است) بطور خستگی ناپذیری نقاشی میکند، مجسمه میسازد و کوزه گری را به عنوان امکان جدیدی در هنر به خدمت میگیرد، چیزی که برای او تازه ولی برای بشریت مشغله ای دیرین بوده است و هنردوستان را دو باره غافلگیر میکند.

کوزه گری را در شهر « وا لری » از کوزه گران آموخته است و اکنون قابلمه ها، کاسه ها، بشقابها، کوزه های متعدد و متنوعی زاده میشوند و در کوره پخته و سخت میگرد ند قدرت تخیل خلاق، او را به خلق اشکا ل و رنگهای نو سوق میدهد: سرامیکهای بزرگ باغچه ای سا خته میشوند که به عنوان گلدان مورد استفاده قرار میگیرند، کاسه ها، کوزه ها و بشقابهایی در اشکا ل شگفت انگیز و مصور به نقشهای جادویی انسانی و حیوانی از تخیل حاصلخیز او تراوش میکنند.
جنگ کوريا در می گیرد و ا و با کشیدن پردهً بزرگی پرده ا ز جنایات سران سرمایه بر میدارد و کشتار بیرحمانهً کودکان و زنا ن را نشان میدهد. آدمکشان در این پرده نقاشی بصورت ماشین جنگی جامد بی چهره و نا انسان ترسیم میشوند.
در سا ل 1952 وقتی صلح جهانی در خطری جدی است، پیکا سو پرده های عظیم « جنگ » و « صلح » را میکشد. اشیاء و انسانهای منفرد در این پرده ها بصورت تصویری فشرده ترسیم میشوند که هر یک حامل مفهوم عمیقی اند. در مقا بل دیو سیاه جنگ، کتب لگدما ل شده و به آ تش کشیده و دستهای قطع شده عناصر با شکوه صلح را قرار میدهد : اسب با لدار را ، پگاسوس، الهه شعر را، شخم زمین را و کار حا صلخیز را، زنا ن در حا ل رقص و پا یکوبی را و در سر انگشت یکی از آنها ترازویی را با ساعت شنی ( زندگانی جاری) در کفه ای و کودکی بالانس زن را در کفه ای دیگر. ماهی در قفسی و پرنده در شیشه ای حکا یت ا ز حوادثی نا منتظره دارند، ا ز زیبا یی بی بد یل اکتشافات نو.
خوشبختی و گندیدن انسان، زنده گی ومرگ، رنگهای روشن صلح و دهشت تیره کام جنگ و بربریت در ا ین پرده ها رو در روی هم ایستاده اند، در کشاکش و جدالی جاودانه درد، رنج، قسا وت و بیرحمی از سویی، ترقی، زیبا یی، بزرگی زما نه و پیروزی دشوار و شورانگیز انقلابها از سوی دیگر در آثار او راه یافته اند و تجسم مادی گرفته اند. پیکا سو برای آنها در جستجوی نفسگیر خود اشکال تصویری تازه و دهشتناک یافته است و امکانا ت بی بدیلی در ا ختیار هنر معاصر قرار داده است.

پیکاسو مهمترین، شورانگیزترین، بغرنجترین و در عین حال متناقض ترین نقا ش قرن خونین ما ست.
پيکاسو در 8 اپريل 1973 چهره در نقاب خاک کشيد ولي آثار گرانبهای از خود بجا گذاشت که نام وی را جاوداني و ماندگار ساخته است.
یادش گرامی باد و راهش پر رهرو!
October 19th, 2004


  برداشت و بازنویسی درونمایه این تارنما در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید.
 
علمي و معلوماتي